السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

312

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

نماز قضا را باطل كند وشروع بنماز أداء نمايد بنابر أقوى ( مسألة 22 ) جايز نيست عدول كردن از نافله بفريضه واز نافله بنافله ديگر حتى در صورتيكه مثل فرائض موقت واعتبار سبق ولحوق در آن شده باشد ( مسألة 23 ) در صورتيكه عدول جايز نيست اگر عدول كند بديگرى باطل مىشود وهيچ كدام از انها صحيح نيست مثل انكه نماز عصر را به نيت ظهر شروع كند وعدول بعصر كند ( مسألة 24 ) هر گاه داخل نماز ظهر شود بخيال انكه نخوانده ودر أثناء آن معلوم شود كه خوانده بوده جايز نيست عدول كند بعصر ( مسألة 25 ) اگر عدول كند نمازى را بديگرى بگمان انكه جاى عدول است وبعد از فراغ از نماز يا در أثناء آن معلوم شود كه جاى عدول نبوده دور نيست صحت آن نماز به نيت أولى مثل انكه عدول كند از عصر بظهر ومعلوم شود خوانده بوده كه بجاى نماز عصر محسوب وصحيح است لكن أحوط اعاده آن است ( مسألة 26 ) هر گاه چند نماز قضاء مرتب بر أو باشد مثل صبح وظهر وعصر وبه نيت عصر شروع كند در بين ملتفت شد كه ظهر را نكرده عدول بظهر كند وبعد از آن معلوم شود كه صبح را هم نخوانده عدول بصبح كند وهم چنين عدول بسابق آن جايز است ( مسألة 27 ) جايز نيست عدول كردن از نمازى بديگرى بعد از فراغت از آن مگر در ظهر وعصر در صورتيكه به نيت عصر چهار ركعت نماز بخواند بگمان انكه ظهر را بجا أورده وبعد از نماز خلاف آن معلوم شود كه در اين فرض بمقتضاى نص صحيح عدول بظهر جايز است ( مسألة 28 ) در عدول مجرد نيت عدول كافى است ( مسألة 29 ) هر گاه كسى در كشتى مثلا بعد از شروع بسفر وقبل از رسيدن بحد ترخص بقصد تمام شروع بنماز كرد ودر أثناء نماز رسيد بحد ترخص پس هر گاه داخل ركوع سيم نشده ظاهر آن است كه مىتواند عدول بقصر كند واگر داخل ركوع سيم شده باشد أحوط اتمام نماز واعاده نماز است بقصر واگر در سفر بقصد قصر شروع بنماز كرد ودر أثناء قبل از سلام رسيد بحد ترخص عدول كند بتمام ( مسألة 30 ) اگر داخل نماز شد به نيت ما في الذمة بخيال انكه ظهر بر أو است مثلا ومعلوم شد كه عصر بر أو بوده ظاهر آن است كه صحيح وعصر محسوب باشد زيرا كه اشتباه در تطبيق است ( مسألة 31 ) اگر بخيال انكه مثلا دو ركعت از نماز شب را بجا أورد شروع كرد بدو ركعت دويمى ومعلوم شد كه نخوانده بوده ضرر ندارد وأولى محسوب است وهم چنين در نوافل ظهر وعصر ومغرب وهم چنين در صورتيكه معلوم شود